X
تبلیغات
حرف دل

حرف دل
«ما می‌نویسیم تا تغییر ایجاد کنیم»
رسانه‌ می‌تواند پل ارتباطی میان افراد ذیل باشد.
1. پل ارتباطی میان نخبگان و توده‌ها؛ (که باعثِ روشنگری در جامعه می‌شود.)
2. پل ارتباطی میانِ هنرمندها و توده‌ها؛
2. پل ارتباطی میان هنربازها و توده‌ها؛ (تحمیلِ هنربازها به نامِ هنرمندِ محبوب کشور!)
3. پل ارتباطی میان فاحشه‌ها و زناکاران؛ (به بهانۀ هنرپروری)
4. پل ارتباطی....


[ 92/08/13 ] [ 7:53 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

علت این همه هنرپروری! رسانه‌ها در چیست؟

در سه روز عید 95 در صدِ مهمانانِ ویژۀ رسانه‌های دیداری را آوازخوان‌ها، گیتارنوازها، تنبورنوازها، طبله‌نوازها، و....نوازها تشکیل می‌داد. هیچ معیاری هم مدِ نظر نبود؛ گردانندگانِ تازه‌کار همین که می‌دانستند فلانی آوازخوان یا هنرمند! است، از ایشان چنان تعریف و توصیف می‌کردند که خودِ طرف حیران می‌ماند که این همه صفات را از کجا کرده؟

یک یا دو ساعت بعد همان هنرمندِ مشهور! کشور را در رسانه‌ای دیگر می‌دیدی که با لباس و استایل جدید مهمان ویژۀ رسانۀ دیگر است؛ و چار-پنج گرداننده به گِردش جمع هستند و هر یک از گردانندگانِ محترم به صفات ایشان چند تعریف و توصیف تازه می‌افزودند، تا نشان دهند که از رسانۀ دیگر متفاوت‌تر عمل کرده‌اند.
پرسش‌های که مطرح می‌شود:
1. آیا در این کشور به جزء از آوازخوان‌ها، گیتارنوازها و... به کسب و کاری دیگری هم ضرورت داریم یا نه؟
2. آیا ضروری است که رسانه‌های دیداری و شنیداری، در سه روز عید فقط و فقط موسیقی و موسیخی نشر کنند؟
3. علت این همه هنرپروری! رسانه‌ها در چیست؟
----------------

علی‌شاه ظریفی

---------

مطبِ مرتبط

رسانه‌ها با ثواب و گناهِ یکسان


[ 92/05/21 ] [ 10:17 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

نهانی‌ها به‌ضد پیدا شود!

1. در میان رسانه‌های کم‌سواد، حضور یک رسانه‌ای باسواد ضروری است؛

2. در میان رسانه‌های وابسته، حضور یک رسانه‌ای مستقل ضروری است؛

3. در میان رسانه‌های منحرف و فحشاگستر، حضور یک رسانه‌ای اخلاقی ضروری است؛

4. در میان رسانه‌های بی‌هدف و منفعل، حضور یک رسانه‌ای هدفمند و فعال ضروری است.

به تعبیر مولانا

...کی ببینی سرخ و سبز و فور* را

 تا نبینی پیش ازین سه نور را

....پس نهانیها بضد پیدا شود

 چونک حق را نیست ضد پنهان بود[1]

-------

*فور یعنی رنگ سرخ کمرنگ، بور. (پایگاه انترنتی لغت‌نامۀ دهخدا)



[1] مثنوی مولانا، دفتر اول. منبع. پایگاه انترنتی گنجور. ganjoor.net


[ 91/10/20 ] [ 11:37 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

ایجاد انگیزه‌های شغلی، با پخش فلم‌های

مستندِ صنعتی

علی‌شاه ظریفی

برای ایجاد شغل در کشور، همان‌قدر که به «برنامه» و «سرمایه» ضرورت است، بیشتر از آن به «اندیشه» و «انگیزه» ضرورت است و حتا می‌توانم گفت که «انگیزه» مهم‌تر از «برنامه» و «سرمایه» است، زیرا انگیزه شبیه برق برای موتر است و موتری که هم نفت داشته باشد و هم چرخ و هم راننده، اما اگر برق نداشته باشد، چگونه به حرکت بیاید؟

یکی از عوامل محرک برای ایجاد انگیزه‌های شغلی، رسانه‌هاست. شما شاهد روزافزون هنر موسیقی در کشور هستید؛ انگیزۀ رشد موسیقی در بین جوانان از سوی رسانه‌ها ایجاد شد و هر روز هم رو به افزایش است و من حدس می‌زنم که اگر به همین صورت ادامه یابد، تا ده سال بعد شما شاهد طیف بزرگ از جوانان افغانستانی در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان و تاشکند و...  خواهید بود که با هنر موسیقی سرگردان‌اند و از کارها و برنامه‌های مفید دیگر محروم.

بنا بر این پیشنهاد می‌کنم که در کنار این همه آهنگ‌ها و فلم‌ها و سریال‌ها، پخش و نشر فلم‌های مستند از کارخانه‌های صنعتی نیز وارد تقسیم‌اوقات رسانه‌های دیداری شود.

حُسنِ نشر فلم‌های مستند از کارخانه‌های صنعتی در این است که برای سرمایه‌داران و سرمایه‌گذاران «انگیزه» ایجاد می‌کند که ممکن است باعث ایجاد یک شرکت تولیدی شود و ایجاد شرکت‌های تولیدی و صنعتی، در حقیقت ایجاد شغل در کشور است و فرار سرمایه‌ها از افغانستان را اندکی کاهش می‌دهد – آن‌چه ما بدان‌ها سخت نیازمندیم!


[ 91/10/13 ] [ 3:28 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]
 هشت جملۀ کوتاه در مورد رسانه‌ها!

1.    نشرات، چه آزمایشی باشد و چه اصلی، بیانگر هویت یک رسانه است.


2.    اگر نشرات آزمایشیّ یک تلویزیون مزخرف باشد، از نشرات اصلی هم چندان توقع نباید داشت.


3.    بعضی از رسانه‌های 24 ساعته، 24 ساعت گپ می‌زنند، اما گپی به گفتن ندارند.


4.   هر فلم و سریال خارجی قابل دوبله و نشر نیستند، مگر این که «چینل» خالی باشد.


5.    کتاب‌ها و نشریه‌های که مفت و رایگان به دست می‌آیند، بعضی‌شان ناخوانده آرشیف و یا به تنورخانه فرستاده می‌شوند.


6.    بسیاری از برنامه‌ها نه حرفی به گفتن دارند، و نه می‌توانند چیزی را ثابت کنند! فقط می‌خواهند چینل 24 ساعته را پر کنند!


7.    از دیدگاه رییس تلویزیون، بهترین برنامه آن است که تمویل‌کننده داشته باشد. ولو که محتوای برنامه پوچ و مزخرف و گوینده‌اش کم‌سواد باشد.


8.    اگر اشتباهات خواسته یا ناخواستۀ رسانه‌ها را نادیده، ناشنیده و ناخوانده بگیریم، روزی فرا خواهد رسید که مردم به آنها اعتماد نکنند و دشمنان آزادیّ بیان شاد شده و با گردن بلند بگویند: «ما نگفته بودیم که آزادیّ بیان قصۀ مفت است!»

 

علی‌شاه ظریفی


[ 91/03/04 ] [ 10:55 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]
در افغانستان چهار نوع رسانه داریم!

علی‌شاه ظریفی

-    تو نگویی، ما هیچ نفهمیم! صوتی، تصویری، چاپی و الکترونیکی!

-      ببخشید، منظورم اینها نیست؛ چون اینها را همه می‌دانند!

-     آه، منظورت را فهمیدم! می‌خواهی در مورد تاریخ پیدایش اینها گپ بزنی! اگر منظورت این است، خود را هیچ تکلیف نده! زیرا ما در چهار سال دانشکدۀ ژونالیزم، تاریخ خوانده- خوانده خسته شدیم! و اصلاً ندانستیم که خام خورده می‌شود یا پخته!

-    مشکل عمدۀ ما این است که زود قضاوت می‌کنیم! اگر اجازه دهید، می‌خواهم چهار نوع رسانه‌ی را به شما معرفی ‌کنم که نه قابل لمس است و نه قابل دید. 1. رسانه‌ی رفیق. 2. رسانه‌ی رقیب. 3. رسانه‌ی خنثی. 4. و رسانه‌ی هدفمند.

1.     رسانه‌ی رفیق: به رسانۀ می‌گویند که به تمام کارمندانش اخطار داده بگوید: «اگر یک کلمه از کمی‌ها و کاستی‌های حکومت از دهان تان برآید، منفک می‌شوید!»

2.     رسانه‌ی رقیب: به رسانۀ می‌گویند که به تمام کارمندانش اخطار داده ‌بگوید: «اگر یک کلمه از دست‌آوردها و موفقیت‌های حکومت از دهان‌تان برآید، منفک می‌شوید!»

3.     رسانه‌ی خنثی: به رسانۀ می‌گویند که هر طرف روغن بیشتر باشد، همان طرف می‌لولد! و اگر بخواهد بی‌طرفی‌اش را حفظ کند، بی‌هدف می‌ماند.

4.     رسانه‌ی هدفمند: به رسانۀ می‌گویند که بی‌طرف، اما با هدف است. مثل یک دادستان خداشناس که بی‌طرف است، اما بی‌هدف نیست. یعنی سوی افراد نمی‌بیند، بل سوی اصل قضیه می‌بیند تا عدالت برقرار شود. این نوع رسانه، معتبرترین رسانه است که تمام مردم – چه مخالف و چه موافق – به او اعتماد می‌کنند.

-     اکه جان[1]! تو که بر سر کارمندان رفیق و رقیب انتقاد می‌کنی، اول باید آنها را درک کنی؛ زیرا آنها مجبور به اطاعت از بالادستان شان استند. انتقاد، مثل بادزدن آسان است! اگر می‌توانی یک راه حل پیشنهاد کن! 

-     یک پیشنهاد بسیار جالب به کارمندان رسانه‌های رفیق و رقیب! «پادشاه خواب دیده بود؛ معبر را فراخواند تا خواب‌اش را تعبییر کند؛ معبر وختی خواب را شنید، تکان خورد و نتوانست احساسات‌اش را کنترول کند! در حالی که نفس‌های عمیق می‌گرفت گفت: «بسیار خواب خراب دیده‌اید! و تعبیرش این است که تمام خویش و قوم شما، در پیش روی‌تان می‌میرند!» پادشاه از این سخن خشم‌گین شد و گفت: «او را به زندان بیندازید و آنقدر شلاق بزنید که از آخ  گفتن بماند!» معبر دومی را فراخواند؛ معبر دومی، وختی خواب را شنید، تکان خورد اما احساسات‌اش را کنترول کرد؛ و با آرامش کامل یک دقیقه فکر کرد؛ بعد در حالی که لبخند می‌زد گفت: «خواب بسیار خوب دیده‌اید؛ و تعبیرش این است که عمر شما، از تمام خویش و قوم تان درازتر است.» پادشاه از این سخن شادمان گردید و گفت: «او را بر سر اسپ خودم، به خانه‌اش برسانید و 100 سکۀ طلا نیز تقدیم‌اش بکنید[2].» حال اگر سخنان معبران را مقایسه کنیم، در می‌یابیم که هر دو یک مفهوم را بیان کرده اند، اما با اندک تفاوت در نحوۀ بیان. یکی با جدیت و پرخاش، و دیگری با آرامش و لبخند موضوع را بیان کرده. بیان دوم را نویسندۀ قانون اساسی جهان نیز می‌پسندد و می‌گوید: «...و با مردم به زبان خوش سخن بگویید...[3]» و در جای دیگر می‌گوید: «خداوند گفتار زشت را دوست ندارد، مگر این که کسی مورد بی‌عدالتی بزرگی واقع شود[4]

 



[1] - «اکه» در زبان اوزبیکی برادر بزرگ را می‌گویند.

[2] - قصۀ پادشاه و معبر را از زبان شیرین استادم (دکتر عبدالغنی برزین مهر، استاد دانشکدۀ ادبیات دانشگاه بلخ) به یاد دارم.

[3] - سورۀ البقره، آیۀ 83.

[4] - سورۀ النساء، آیۀ 184. منبع efarsi.org/quran


[ 91/02/25 ] [ 11:0 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

حرف دل

1.  ملّای که به خاطر گریه‌دادن سخنرانی کند؛

2.   هنرمندی که به خاطر کف‌زدن و کَشِ بازار هنرنمایی کند؛

3.   تلویزیون‌های که به خاطر دریافت «تمویل‌کننده» برنامه بسازند؛

4.   کاربران فیس‌بوکِ که به خاطر «لایک‌ و کُمنت» مطالب ارسال کنند؛

5.   سیاستمداری که به خاطر جلب توجه چیغ بزند؛

6.   حزبی که مخالفت یا موافقت با دولت، چپی‌بودن یا راستی‌بودنش را از قبل تعیین کند؛

7.  نامزدی زیاست جمهوریّ که به خاطر ائتلاف خود را نامزد کند؛

8.  ......

کمتر می‌توانند «حرف دل»شان را بگویند.
به تعبیر مولانا:
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
....
علی‌شاه ظریفی


[ 91/02/10 ] [ 3:25 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

صدیق برمک: تا دوماه دیگر قانون سینما به پارلمان فرستاده می‌شود!

(گفت‌وگو با صدیق برمک، کارگردان و فیلمساز)

علی‌شاه ظریفی

منتشرشده در روزنامۀ عصر نو (شمارۀ 19 و 20)

اشاره: وقتی صدیق برمک را در تلویزیون می‌دیدم، آرزو می‌کردم که یکبار او را از نزدیک ببینم و با او گپ بزنم! اما خوشبختانه در «نخستین جشنوارۀ فلم‌های کوتاه هنری»، که در بلخ باستان برگزار شده بود، فرصت میسر شد که با او شکم‌سیر گپ بزنم و آن گفت‌وگو را با شما در میان بگذارم.



ادامه مطلب
[ 91/02/02 ] [ 9:43 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

شبخند! بر مردم نه‌خند!


علی‌شاه ظریفی

برنامۀ زیبای شبخند، شاید دومین برنامۀ باشد که تمام اعضای خانواده‌ها را گرد هم جمع می‌نشاند و همه را با هم می‌خنداند؛ که این کار باعث همدلی و هماهنگی در خانواده‌ها می‌گردد. این برنامۀ زیبا و دیدنی هفتۀ دوبار از تلویزیون «یک» نشر می‌شود و گردانندۀ آن محمدآصف جلالی، طنزپرداز مؤفق کشور است که مدتی‌است مردم رنج‌دیدۀ افغانستان را از تۀ دل می‌خنداند. ادامۀ مطلب را بخوانید...



ادامه مطلب
[ 91/01/14 ] [ 10:1 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

رسانه‌ها با ثواب و گناه یکسان!


(ویرایش دوم – این مقاله اولین بار در پایگاه خبرگزاری صدای افغان منتشر گردیده بود! حال اینجا می‌گذارم تا در بخش «نقد برنامه‌های تلویزیونی» آرشیف شود.)

رسانه‌ها، به عنوان قوه چهارم در افغانستان، از ارزش و جایگاهی خاصی برخوردارند و با کارکردهای مثبت و مؤثری که دارند، احترام و حمایت مردم را از آن خود ساخته اند. شاید مبالغه‌آمیز به نظر برسد، اگر بگوییم که «بعضی از رسانه‌ها»، دست آوردهای بیشتر از دو یا سه وزارت را دارند و به توکل خدا خواهند داشت.



ادامه مطلب
[ 91/01/08 ] [ 11:38 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

«چهرۀ تلویزیونی» یا «کلۀ تلویزیونی»؟

آنچه به ذهنم بگردد و بدانم که فقط به یک‌نفر مفید واقع می‌شود می‌نویسم.

به ادامه مطلب مراجعه کنید.



ادامه مطلب
[ 90/09/16 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

به تاریخ 23 سنبله 1390، رسانه‌ها خبری را منتشر کردند که اسماعیل‌خان، سرپرست وزارت انرژی و آب، بند برق ولایت بغلان را با همکاری کشورهای کمک‌کننده ترمیم می‌کند که، به گفته سرپرست انرژی و آب، با این کار کمبود آب و برق سه ولایت همجوار برطرف خواهد شد و از فاجعۀ تخریب زمین‌های کشاورزی و خانه‌ها مردم توسط آب بند مذکور پیشگیری خواهد شد. (نقل به موضوع)

دو یا سه روز پیش از این خبر، تنها طلوع نیوز هشدار والی بغلان را که در مورد تخریب بند بغلان بود، نشر کرد.

تبصره: به نظر من، نشر هشدار والی بغلان، که تنها توسط طلوع نیوز منتشر شد، سرپرست انرژی و آب را متوجه ساخت تا جلو چنان فاجعه را بگیرد.

نتیجه: من از این اتفاق چند نتیجه می‌گیرم.

1.  بسیاری از کمیسیون‌ها و نهادهای حکومتی، که به دلیل نداشتن قوۀ اجرایی، دست زیر الاشه نشسته‌اند و به این باورند که در افغانستان، تمام کارها فقط از راه زور قابل اجرا است؛

2.  نظریۀ که می‌گویند: «در افغانستان گوش شنوا وجود ندارد!» رد می‌شود؛

3.  تنها با چیغ‌زدن‌های بعضی از سیاسیت‌مداران! مشکلات افغانستان حل نخواهد شد؛

4.  و نقش هماهنگی در حکومتداری سالم به اثبات می‌رسد.

5.  ....(شما چه نتیجه می‌گیرید؟)


[ 90/08/04 ] [ 10:51 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

کیفیت یا کمیت؟

فصلنامۀ «خط سوم» نشریۀ بود (و هست) که «یک شماره‌»اش را «صدنفر» می‌خواندیم و آرشیف (بایگانی)اش می‌کردیم. اما روزنامه‌های با تیراژ زیاد هم وجود دارند که «صد شماره»شان را شاید «یک نفر» هم نخواند و همان روز به «زباله‌دانی» انداخته شوند.

بنا بر این، ترجیح می‌دهم که کارم را یک نفر ببیند و به آن اعتنا کند؛ نسبت به آن که یک میلیون‌نفر ببینند و بی‌اعتنا بگذرند.

------

علی‌شاه ظریفی


[ 90/07/19 ] [ 9:37 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

نوشته هایم را زود - زود به روز می کنم زیرا تا مدتی شاید به انترنت دسترسی نداشته باشم. چشم به راه دیدگاه های تان هستم. تشکر

طنزپردازان فقط عیب‌ها را نمایان می‌کنند

او با ذره‌بینِ بزرگی که در دست داشت، کوچه به کوچه عیب می‌‌پالید. در هرجا و هرکس، کوچک‌ترین عیب را که می‌دید، نه‌تنها که خودش از خنده گرده‌کفک می‌شد، بل، دیگران را نیز در این گرده‌کفیدن دعوت می‌کرد. خواجه‌یی از کوچه می‌گذشت؛ نزدیک آدم عیب‌بین ‌شد و گفت: «هی! گاهی متوجه عیب خود شده‌یی؟» چشمان او لُق شد و گفت: «چی؟ من عیب دارم؟ هه! چه عیب دارم؟ ببین چشم و ابرو و لب و دندان مرا! ببین قد و قامت و اندام مرا! اگر یک عیب یافتی، یک‌صدهزار جایزه داری!» خواجه با آرامش تمام گفت: «یگانه عیب تو این است که در پی عیب دیگرانی! برو این عیب خود را اصلاح کن! بعد در پی عیب دیگران باش!»

طنزهای نمایشی و نوشتاریی عصر حاضر، شبیه قصه‌ی بالاست! فقط عیب مردم را برملا می‌کنند؛ قهرمان طنزشان، یا کر است، یا کور است، یا شل است، یا موی ندارد؛ یا دست‌اش کج است، یا لکنت زبان دارد؛ یا ...خلاصه تمام توجه شان به چشم و ابرو و لب و دندان و قد و قامت و اندام است. (طنزپردازان با سواد، با این گونه شخصیت‌ها پیامهای خوبی را می‌رسانند که حق احترام آنها محفوظ است)

خدا نکند که نام، چهره، موی، یا یگان عضوی بدنت با این، به اصطلاح، قهرمان‌های طنز همخوانی داشته باشد! وگر نه زندگی بر سرت حرام است و هر لحظه از نیش و کنایه‌ی مردم نادان و خدانشناس در امان نیستی. مردمی خدانشناسی که عیب را با ذره‌بین می‌پالند و با دیدن عیب، نه‌تنها که خودشان گرده‌کفک می‌شوند، بل، دیگران را نیز در این گرده‌کفیدن دعوت می‌کنند.

در طنزهای مورد نقد ما، گاهی به نامهای مردم مثل فلانی «پچل»، فلانی «قاق»،  و لقب‌های خداوند، مثل «قدوس»، «ستار» و...و نامهای دختران مثل .... توهین می‌شود.[1] این گونه ریشخندزدن و مسخره‌کردن نامها و چهره‌ها، به شدت بلای دانش آموزان تاثیر کرده و در مکتب‌های ما سرایت کرده و بسیاری از دانش آموزان، از رفتن به مکتب بیزار شده‌اند. این نکته می‌رساند که بعضی از طنزپردازان از سواد کافی یا نسبی برخوردار نیستند و باید بروند اول متوجه عیب خود (بی‌سوادی) شوند، بعد بیایند عیب مردم را نمایان کنند.

شاید طنزپردازن، با خواندن این مقاله سخت ناراخت شوند و به سویم به دیده‌ی تحقیر بنگرند؛ اما یک بار خود را به جای کسانی که توسط طنز آنها توهین و تحقیر شده و می‌شوند، قرار بدهند! شاید ناراحتی‌شان کمی کاهش یابد.

بنا بر این، بهتر است که طنزپردازن در کارشان تجدید نظر کنند؛ شاید راه‌های بهتر خنداندن و پیام‌رساندن پیدا شود؛ تا به‌هیچ کس توهین نشود و به‌خاطر عیب کوچک یک شخص – که به‌هیچ کس ضرر نمی‌رساند - «تفاوت طبقاتی» به‌وجود نیاید؛ چیزی که جهان از آن رنج می‌برد.

ثور (اردیبهشت) 1390


[1] - از ذکر نام دختران می‌گذریم. مبادا با نام کسی مطابقت کند و نسبت به ما بدبین شوند.


[ 90/05/03 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

اعلان دانشگاه یا نمایش موتر؟

در این شبها و روزها، موسسه‌های تحصیلات عالی روبه افزایش است که بیانگر علاقمندی مردم و سرمایه‌گذاران به‌علم و دانش را می‌رساند. موسسه‌های تحصیلات عالی هر شب و یا روز، پیام‌های‌شان را از طریق رسانه‌ها نشر می‌کنند تا بتوانند دانشجویان بیشتری جذب کنند، که یک کار خیر است.

اما یک پیام بازرگانی، از یک موسسۀ تحصیلی را دیدم که در آغاز پیام، موتر لوکس و مودل نوی را نشان می‌داد که در پیش دانشگاه، در پهلوی موترهای دگر توقف کرد و پسرهای جوان، با استایل‌های غلیظ، از موتر پایین شدند. در آغاز فکر کردم که اعلان موترفروشی یا لباس‌فروشی است، اما بعداً پی بردم که اعلان دانشگاه خصوصی است.

به‌نظر من، این پیام، به‌جای این که به نفع دانشگاه واقع شود، به نفع موتری مورد نظر، و لباس‌فروشی‌ها واقع می‌شود، و به‌خود این دانشگاه ضرر دارد؛ زیرا کسانی که موتر و لباس‌، به اصطلاح، مود روز ندارند، حس می‌کنند که جای‌شان در این موسسۀ تحصیلی نیست. اگر کسی با بایسکل یا پیاده و با لباس‌های ساده و ارزان بیاید چه فرق می‌کند؟ منظور از درس‌خواندن است یا از استایل و موتر و کش‌وفش[1]؟

نشان‌دادن موترهای مودل بالا و لوکس، در تمامی پیام‌های بازرگانی مود شده و بسیاری از بازرگانان را تحت تاثیر قرار داده‌است، که سرمایۀ هنگفت‌شان در این موترها بند مانده‌است. و اگر قرار باشد که یک موسسۀ تحصیلی نیز تحت تاثیر گپ‌های مفت و بی‌فایده قرار گیرد، چگونه می‌تواند بالای دانشجویان خود تاثیرگذار باشد و آنها را از این‌گونه باورهای ناسالم و «پیشکان در اصراف»، که دامنگیر جامعۀ ما شده‌است، منصرف کند؟



[1] - به تجربه دیدم کسانی را که در چهارسال دانشگاه هر هفته یا هر ماه یک لباس نو می‌خریدند و می‌پوشیدند و در موترهای لوکس رفت‌وآمد می‌کردند، اما دستاورد تحصیلی‌شان خیلی کمتر از کسانی بود که از خوابگاه می‌آمدند و چهارسال دانشگاه را با دو یا سه جوره لباس سپری کردند. (با حفظ ده ها استثنا)


[ 90/03/07 ] [ 3:46 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

خبرهايي كه نبايد منتشر شود

یک: ساعت 7:30 شب بود و ما هم میهمان داشتیم؛ بانوان در یک گوشه مصروف قصه بودند؛ مردها در گوشۀ دیگر؛ و کودکان هم مستی و شوخی می‌کردند. رئیس خانوادۀ میهمان ما، بالای کودکان و اطفالش قهر شد که شوخی نکنند. من گفتم: «بگذار که شوخی کنند! اگر آنها شوخی نکنند، من شوخی کنم؟» از جایم برخاستم و در بین خانه، ملاق زدم و گفتم: «ببین، اگر من شوخی کنم، در غیابم غیبت نمی‌کنید؟» همگی از خنده سست شده بودند. ناگهان یک خبر تکان‌دهنده، به فضای شاد خانه غم پاشید و آن خبر، «قتل یک مرد 52 ساله، توسط خانم‌اش» بود که در مزار شریف اتفاق افتاده بود. (ادامه مطلب را کلیک کنید)



ادامه مطلب
[ 90/02/18 ] [ 2:5 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]


پرسش هاي هنري! در برنامه هاي ميليونر!

پرسش‌های بالا، پرسش‌های است که انیتاب‌بچن، شاهرخان و انیل‌کپور از نامزدان برنامۀ میلیونر تلویزیون‌های هندوستان می‌پرسند. نامزدان و مخاطبان این برنامه، مجبور و مکلف اند، ضمن درس‌های مکتب و دانشگاه‌، یک کتابچۀ یاداشت با خود داشته باشند و هر فیلم و آهنگی که نشر شود، تمام جزئیات آنها را یاداشت کنند و به حافظه بسپارند. این پرسش‌ها نه‌تنها در برنامۀ میلیونر، بل... ادامه مطلب را کلیک کنید.



ادامه مطلب
[ 90/01/22 ] [ 12:3 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

سلام به‌یاران حرف دل! بعضی از مقاله‌های این وبلاگ، که در اوایل نشر کرده‌ام، به‌ویرایش ضرورت دارد. هر یک را که ویرایش کردم ، دوباره به‌نمایش می‌گذارم. خدا کند برای دوستان ملال‌آور نشود. سپاس

کمک در حضور رسانه‌ها، مرگ تدریجی اطفال

علی‌شاه ظریفی

ویرایش دوم (دلو 1389)

چه وخت‌های بود که «دل کس به کس نمی‌سوخت به محیط ما به حدی، که حتا غزال چوچه‌اش را به پلنگ می‌فروخت[1]



ادامه مطلب
[ 90/01/16 ] [ 9:38 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

طلوع باید معذرت بخواهد

علی‌شاه ظریفی

با طلوع نیروی جوان طلوع کرد؛ جوانی که تا دیروز رای و نظرش کلان‌کاری حساب می‌شد؛ اما با طلوع، نیروی جوان طلوع کرد و طلوع بود که با طلوع‌اش نیروی جوان و اهمیت جوان را، با معرفی چهره‌ها و یادی از زنده‌ها، ثابت ساخت. حتا افراد شایسته را، که در رسانه‌های دیگر اجازۀ فعالیت مستقلانه را نداشتند، در طلوع رشد کرده و ضمن شهرت خوب، در پست‌های بالاتر ارتقا کردند.


[ 90/01/09 ] [ 3:21 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

طالبان، با اعلانات رایگان

(تکذیب خبر بالا در یک کنفرانس خبری)

سخنگوی وزارت امور داخلۀ افغانستان در یک کنفرانس خبری، ضمن تقدیر و تشکر از اطلاع‌رسانی بی‌طرفانۀ رسانه‌ها، خبر دیروز را تکذیب کرده گفت: «در آغاز اجاره دهید که از اطلاع‌رسانی بی‌طرفانۀ شما اصحاب رسانه‌ها تقدیر و تشکر کنم. در ضمن باید بگویم که  انفجار دیروز، که رسانه‌ها آن را حملۀ انتحاری گفتند، حملۀ انتحاری نه، بلکه انفجار یک دیگ‌بخار بود (لبخند) که توته‌های گوشت و استخوان آن به سرک پرتاب شده بود.  البته، بر اثر فروریختن شیشه‌های خانه، یک مادر با کودک‌اش کمی زخم برداشته بودند»



ادامه مطلب
[ 90/01/04 ] [ 3:29 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

تلویزیون‌ها در دایره‌ی عشق، ازدواج و طلاق!

وزارت اطلاعات و فرهنگ با انتشار اعلامیه‌ای از تمامی رسانه‌های تصویری کشور خواسته است که از پخش «تصاویر مغایر ارزشهای دینی، فرهنگی و سنتی افغان‌ها» خود داری کنند. در این اطلاعیه تصریح شده است که اگر هر رسانه‌ای بعد از پخش این اطلاعیه، به پخش تصاویر غیر مجاز ادامه دهد، به دادستانی کل معرفی خواهد شد.

سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ، به رسانه‌ها گفته است: «شماری از مردم از تصاویری که در برخی از تلویزیون‌ها پخش می‌شود، ناراضی اند و بارها به وزارت اطلاعات و فرهنگ مراجعه کرده و خواستار توقف پخش تصاویری شده اند که خلاف فرهنگ و سنن اسلامی و افغانی است»

آقای رهین تاکید کرد که: «آنچه وزارت اطلاعات و فرهنگ از رسانه‌های تصویری خواسته است، در واقع خواست شماری قابل ملاحظه‌ای از مردم افغانستان است و هیچ ربطی به آزادی بیان، آزادی فکر و آزادی رسانه‌ها ندارد.»

به نظر می‌رسد هدف وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، بیشتر سریال‌های خارجی دبله شده است که بیشترشان هندی است و شمار آنها در تلویزیون‌های خصوصی افغانستان اندک نیست. افزون بر سریال‌های هندی، سریال‌های تلویزیونی کره‌ای و غربی نیز از تلویزیون‌های کشور پخش می‌شوند که موضوعاتی چون عشق، خیانت، ازدواج و طلاق موضوعات اصلی آنها است.

پخش سریال‌های خارجی از تلویزیون‌های خصوصی و شبکه‌های کابلی افغانستان باز هم مسأله ساز شده است. وزارت اطلاعات و فرهنگ از تمامی رسانه‌های این کشور خواسته است از پخش آنچه این وزارت مغایر ارزش‌های اسلامی، فرهنگی و سنتی افغان‌ها می‌خواند، دست بردارند.

بیشتر تلویزیون‌های خصوصی در کشور، متکی به درآمدهایی هستند که از طریق پخش آگهی‌های تجاری به دست می‌آورند. و پخش سریال‌های خارجی، و دیگر برنامه‌های سرگرم کننده، ساده ترین راه جذب مخاطبان بیشتر، و در نتیجه سود مالی بیشتر برای آنها است.

وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می‌گوید که اجازه نمی‌دهد ارزشهای دینی و فرهنگی کشورش در بازار رقابت‌های تجاری رسانه‌های تصویری حراج شود.

اما صدیق الله توحیدی مسوول نهاد غیر دولتی دیده بان رسانه‌های افغانستان می‌گوید: «خواست وزات فرهنگ از رسانه‌ها، اولاً کلی است که خود سبب نگرانی بزرگ و خود سان‌سوری جدی در میان رسانه‌ها خواهد شد و ثانیاً این اقدامات، بازتاب دهنده جریاناتی است که به گفته او حکومت افغانستان می‌خواهد، نیروهای رادیکال و بنیادگرای مخالف خود را، راضی کند.»

جدال وزارت اطلاعات و فرهنگ و رسانه‌های تصویری در افغانستان امر تازه‌ای نیست؛ در سالهای اخیر تلویزیون‌های خصوصی بارها، زیر فشار قرار گرفته اند تا خط قرمزهای فرهنگی و سنتی را رعایت کنند. اما رسانه‌های تصویری با سیاست کج‌دار و مریض به راه خود ادامه داده اند.

همه سریال‌های خارجی که از تلویزیوهای خصوصی پخش می‌شوند سانسور می‌شوند، بعضی از صحنه کاملا‌‌‌‌ حذف می‌شوند و در موارد دیگر با پخش لکه‌های سیاه مانع از دیدن صحنه‌ها یا مواردی می‌شوند که مخاطبان افغانستان برنمی‌تابند. مدیران رسانه‌های خصوصی در افغانستان در جدال‌های قبلی خود با وزارت اطلاعات و فرهنگ بارها گفته اند که آنها نیز افغان و مسلمان‌اند و فرهنگ افغانستان را می‌شناسند و احترام دارند. به استناد مدیران تلویزیونهای خصوصی، مردم افغانستان در خانه‌های خود و همه اعضای خانواده باهم به سریال‌های خارجی که از این تلویزیون‌ها پخش می‌شوند، نگاه می‌کنند و اگر فرهنگ و سنت‌های آنها رعایت نمی‌شد، سریالهای خارجی بینندگان زیادی نمی یافت.

قانون رسانه‌های افغانستان، هرنوع سانسور قبل از پخش و بعد از پخش را ممنوع کرده است. اما در این قانون قید شده که هر برنامه یا مطلبی که در آن به مقدسات و اعتقادات اسلامی مردم افغانستان توهین شود، ممنوع است.

اما «توهین به مقدسات» توضیحی داده نشده و روزنامه نگاران افغان می‌گویند کلی بودن آن هر از گاهی سبب تنش بین رسانه‌های خصوصی و دیگر نهاد های حکومتی می‌شود. چون توافقی برسر اینکه چه چیزی توهین به مقدسات شمرده می‌‌شود، وجود ندارد.

وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان قبلاً گفته بود، قانون رسانه‌های افغانستان مشکلاتی دارد که برای حل آن، می‌خواهد آن را دوباره به مجلس نمایندگان بفرستد.

  منبع: روزنامه ماندگار www.mandegardaily.af


[ 89/12/03 ] [ 1:59 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

ژونالیستان، تیشه بر ریشۀ خود می‌زنند!

بدون هیچ شک و تردید، ژونالیستان در افغانستان، درست‌آوردهای چشم‌گیر دارند. مثلن، یک داستان، با میلیون‌ها افغانی بودیجه، نمی‌تواند وزیرهای متخلف را به محکمه ویژه بکشاند، اما یک خبرنگار، با حفظ توازن و بی‌طرفی، می‌تواند در یک میزگرد به محکمۀ علنی بپردازد که نتیجه‌اش ده‌ها مرتبه بهتر از محکمۀ غیر علنی بوده و است.

مثلن، از بین‌بردن مرده‌پرستی در افغانستان، ناممکن به نظر می‌رسید، اما ژورنالیستان و مجریان برنامه‌های مختلف، با یادی از زنده‌ها، مرده‌پرستی را کم‌رنگ ساختند.

و ده‌ها مورد دگر، بنا بر این، حکومت افغانستان مکلف است تا از ژورنالیستان، حمایت جانی، مالی و معنوی بکند، زیرا نتیجۀ کار آنها برای بهبود وضعیت افغانستان، در تمام بخش‌ها، مفید بوده است[1]. (حتا حکومت افغانستان باید چند خبرنگار ورزیده را عضو شورای عالی صلح بسازد، زیرا طالبان به بی‌طرفی ژونالیستان، تا حد زیادی، باور دارند؛ که به یقین، نتیجۀ خوبی در پی‌ خواهد داشت.)

اما اصل گپ من این است که:

هر بار که بر ژورنالیستان حمله می‌شود، ژونالیستان و نهادهای حمایت از آنها، به طور مستقیم، حکومت را ملامت کرده و به بی‌توجه‌یی متهم‌اش می‌کنند (که در بسیاری موارد، حق با آنهاست) اما این را همه می‌دانیم که رقیب، برای بدنام‌کردن رقیب، هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهند و این ملامت‌شدن و متهم‌شدن رقیب، توسط ژونالیستان را فرصتی خوبی می‌دانند.

اینجاست که رقیب، خبرنگار را هدف قرار می‌دهد تا رقیب‌اش را بدنام کند، و کسی که زیان‌مند می‌شود، ژونالیستان و مردم افغانستان است که یک خبرنگارش، و یا یک هم‌وطن‌اش را از دست می‌دهند.

بنا بر این، خواست من از ژورنالیستان و نهادهای حمایت از ژورنالیستان این است که قضیه را دقیقن بررسی کنند و هر که ملامت بود (رقیب‌ها) با تحریم خبری، جوابش بدهند و تیشه را بر ریشۀ کسی بزنند که ملامت است.

البته بردباری و گذشت، که خصلت ژورنالیستان است؛ به همین خاطر است که مردم، قدروعزت و احترام آنها را می‌کنند.



[1] البته به استثنا بعضی موارد، مثل منفی‌گرایی، تفرقه‌افگنی، دامن‌زدن به اختلافات قومی و... که از طرف بعضی از رسانه های مغرض مطرح میشود.


[ 89/10/30 ] [ 3:39 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

آیا «همسر» واقعاً «درد سر» است؟

علی‌شاه ظریفی

در هر حال، نمی‌خواهم از بدی‌ها و زشتی‌های که به زن نسبت می‌دهند، یاد کنم[9]؛ چون سالهای سال است که این سخن‌های پوچ و بی‌اساس تکرار شده؛ باز چگونه می‌توانم! در مورد کسی بدگویی کنم که مرا 9 ماه در بطنش پرورانده؛ و از خون جانش به من نوشانده؛

- کسی که شبها خواب راحتش را به خاطر من حرام کرده؛

- کسی که نان دهنش را به دهن من کرده؛

- کسی که در زمستان سرد، تکه‌ها و تنبان‌های بویناک مرا شسته؛

- کسی که یک عمر مرا آمادۀ رفتن به مکتب کرده؛

- و ....................................................



ادامه مطلب
[ 89/01/30 ] [ 11:11 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

«پیام خبر» و «پی‌آمد خبر»

چه وخت‌های بود که در خبرهای ما، «جز قصۀ تکرار اگرها و مگرها»[1] دگر هیچ نبود؛ و ما هم مجبور بودیم که ساعت‌ها، در بارۀ یک شخص می‌شنیدیم و در ختم خبرها، به درد کمر و قَلینج مبتلا می‌شدیم؛ در این گونه خبرها، فقط یک بچۀ فیلم بود و دگر همگی تماشاچی؛ و از مردم و درد و صدا و مشکل‌های  مردم، هیچ خبری نبود؛ دوربین، فقط پشت یک نفر را گرفته بود و بس.(احترام به گویندگان آن گونه خبرها محفوظ است)



ادامه مطلب
[ 89/01/25 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

منفی­ گرایی در رسانه­ ها،

 و پی آمدهای آن

معلم منفی‌گرا را به یاد تان بیاورید که تمام انرژی‌اش را صرف شاگردان تنبل کرده و همیشه از آنها انتقاد می‌کند؛ آیا این روش، فضای صنف را به زندان مبدل نمی‌کند؟ آیا انرژی و اشتهای شاگردان لایق را از بین نمی‌برد؟ اما اگر معلم روانشناس و مدبّر، همیشه از شاگردان لایق تعریف کند؛ باعث تحرک شاگردان دگر نخواهد شد؟



ادامه مطلب
[ 89/01/07 ] [ 3:43 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

«قاصدک» پیام‌آور صلح

نقدی برنامه «قاصدک» تلویزیون آریانا

تمهید

 اگر ما دریا های آب را در  زمینی ردّ کنیم که در یک شب از آن حاصل بگیریم، ناممکن است مگر این که اندک اندک سبز شود و حاصل دهد و ما هم ضمن آب دادن، متوجه سبزه­های هرزه و مزاهم باشیم تا مانع رشد نشوند. اگر فقط به آب دادن توجه کنیم شاید ضمن گیاه­های هرزه، مکروب­های کشدۀ هم وارد زراعت ما شده و بیشتر حاصلات ما را از بین خواهد برد و آن همه شب­خیزی­ها و آب دادن­های ما به حدر خواهد رفت.



ادامه مطلب
[ 88/11/24 ] [ 3:32 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

«پخش مستقیم» جنگ، به نفع «طالبان شورشی»

علی‌شاه ظریفی

«پخش مستقیم» یا «پخش زنده»، از دست‌آوردهای برزگ رسانه‌های 5 ساله افغانستان است؛ چیزی که سخت به آن نیازمند بودیم. واقعاً دست آورد بزرگی است که در خانه نشسته، جلسه شورای ملی،  حلف تحلیف و... را طور زنده  می‌نگریم که این کار به رشد و بالنده گی اندیشه‌ها بسیار مفید است. (جا دارد از رسانه‌های خصوصی، که مبتکر این کار بوده اند، سپاس‌گذار باشیم.)

اما، به گمان من، پخش مستقیم جنگ و یا رویداد، به نفع  طالبان شورشی ـ به دو دلیل ذیل ـ است.

1- طالبان از چگونگی و محل حملۀ نیروهای دولتی آگاه شده و ممکن است آنها را از راه دور هدف تیراندازی بگیرند؛ زیرا آنها هم تلویزیون را می‌بینند؛

2- با دانستن محل حملۀ نیروهای دولتی، ممکن است طالبان، انتحار کنندۀ را به آن محل بفرستد و جنگ را به نفع خود تمام کنند؛ و یا حد اقل، تلفات نیروهای دولتی را بیشتر کنند.

به هر حال، نمی‌خواهم با آزادی بیان مخالفت کنم اما – نظر به دلایل بالا – بهتر است تا نتیجه جنگ، خبر نشر نشود تا هم روحیه سربازان اردو و پولیس ضیف نشود و هم مردم به وحشت نیافتند. در اخیر، «با یک پرسش خدا حافظ». اگر به خاطر پخش مستقیم جنگ – که به رشد آزادی بیان مؤثر است - یک  سرباز ما تلف شود؛ آیا بهتر نیست که از پخش مستقیم جنگ، دست برداریم؟

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد / بلا ندیده دعا شروع باید کرد


[ 88/11/05 ] [ 12:10 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

 

 تلویزیون آریانا با جالب‌ترین دوبله اما...

این هم مثالی از دوبله جالب آریانا:                                                                                    «دزدان فراری، برای رفع خسته‌گی، دور میزی نشسته بودند که شخصی با لباس پولیس آمد؛ آنها به شدت تکان خوردند و قصد فرار داشتند، اما پولیس با لحجه زیبای هزاره‌گی گفت: «نترسید ـ نترسید، مه پولیس نی‌یُم، مه بچه فیلم‌اُم! و اینجی (اینجا) بری "شوتینگگ" اَمادیم.» و همین طور استفاده از جمله‌ها و کلمه‌های رایج در بین یک گروه در افغانستان مثل: «بادارگل»، «پدرا»، «بچه حاجی»، «خوارجان»، «نوکراندر»، و... و تغییر آهنگ‌های فیلم ـ در جریان زمزمه و مشاعره ـ به دری که این گونه دوبله و ترجمه، با مخاتب رابطۀ خوبی برقرار می‌کند. و این چیزی است که در ترجمۀ تحت‌الفظی ممکن نیست.

 



ادامه مطلب
[ 88/11/05 ] [ 12:7 بعد از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]

علي‌شاه ظريفي

 3لکه‌ی سیاه در دامن زیبای طلوع  

  «خواننده عزيز! مطمين باش كه چنين دنياي وجود ندارد، اگر مي‌داشت، شايد به دفتر تلويزيون طلوع رفته كامپيوترهايش را سوچك مي‌زد و به جاي برنامه "بامداد خوش" برنامه "امروزامشب" به جاي برنامه "قدرت"، برنامه "موج‌ها"؛ به جاي "رازهای این خانه"،  "هیچ‌لند"، به‌جاي "پنج وخت آذان"، آهنگ‌هاي رقاصه‌های تاجکستانی و...كه چنين نشده و نه‌خواهد شد!

 

 



ادامه مطلب
[ 88/10/24 ] [ 11:11 قبل از ظهر ] [ علی‌شاه ظریفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تنهایی؟
فکر می‌کنی که تو تنها هستی؟
هه! شاید متوجه نشده‌یی!
وقتی کف می‌زنی،
دیگران از پی تو کف می‌زنند؛
وقتی تکبیر می‌گویی،
دیگران الله‌اکبر می‌گویند؛
وقتی صلوات می‌فرستی،
دیگران نیز صلوات می‌فرستند؛
وقتی زنده‌باد و مرده‌باد می‌گویی،
دیگران مثل تو زنده‌باد و مرده‌باد می‌گویند؛
با این همه، هنوز هم فکر می‌کنی که تو تنها هستی؟
پس، حرکت کن که تو تنها نیستی!
کسانی زیادی از پی تو می‌آیند!
همانگونه که از پی نوح و عیسی و احمد رفتند و می‌روند!
26 ثور (اردیبهشت) 1390
علی‌شاه ظریفی لیسانس ادبیات دری.
سپاس ویژه از غلام سخی کیانوش که نظر ایجاد وبلاگ را برایم داد و ایجادش را نیز کرد - چون من با این تکنولوژی آشنایی نداشتم - فقط می‌نوشتم و سرگردان بودم که کجا نشر کنم.
و ها، پخش و نشر مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.
alishah_zarifi@yahoo.com
فیس‌بوک: Ali Shah Zarifi
برچسب‌ها وب