ده تن از همکاران هماهنگ شده بودیم که ساعت شش شام سوی تخار حرکت کنیم. هدف از این سفر ثبت نام مردم فقیرِ ولسوالیهای دوردستِ تخار بود که سازمان غذایی جهان شناسایی کرده بود. طبق وعده ساعت شش شام بود که با موتر مسافربری سوی تخار حرکت کردیم و ساعت شش صبح بود که بیهیچ مانع و مشکلی، در شهر تالقان از موتر پیاده شدیم. به ولسوالیها/ شهرستانها و روستاهای دشوارگذر رفتیم و بیش از پنجهزار خانوادۀ فقیر و مستحق را ثبت نام کردیم که از سوی سازمان غذایی جهان و مؤسسۀ شیلتر شناسایی شده بود. در این سفر ده خوبیها و مشکلاتی را دیدیم/ متوجه شدیم که به گونۀ مختصر به آن میپردازیم.
۱- امنیت و آرامش در شاهراهها: ما ساعت شش شام از کابل به مقصدِ تخار حرکت کردیم و ساعت شش صبح بود که در شهر تالقان از موتر پیاده شدیم. در مسیر راه، به جز چند بار بازرسی از سوی مأموران امنیتی، دیگر کسی مزاحم ما نشد و احساس خطر نیز نکردیم.
۲- امنیت در جادههای پرخطر و دشوارگذرِ روستاها: ما در این سفر ده روزه به والسوالیهای نمکاب و چال و از آنجا به روستاهای دور دست (مثل نخچیرـ دره، زنبورک، سمنداب بالا و پایین) رفتیم. راههای این شهرستانها بسیار دشوارگذر است و چهل کیلومتر مسافت را با موترهای کمکدار دو ساعت میپیمودیم؛ جادههایی که مثل پل لرزانک استند و احساس خطر هر لحظه ترا میترساند و میلرزاند. با آنهم ما گاهی برای رسیدن به روستاهای دوردست (مثل نخچیرـ دره) تا ساعت سه شب از این راههای دشوارگذر میگذشتیم بیآنکه از احتمال دزدیشدن اموال یا شلیکشدن بر موترهای مان ترسی در دل احساس کرده باشیم. از مردم محل پرسیدیم که آیا قبلاً هم همینطور بود. آنان گفتند که قبلاً نمیتوانستند نماز صبح و خفتن (عشاء) را در مسجد اداء کنند؛ زیرا احتمال میرفت که از سوی طرفهای درگیرِ جنگ کشته یا زخمی شوند. آنان میگفتند که اگر شبهنگام کسی از اعضای خانوادۀ شان بیمار میشد، برای رساندن بیمار به شفاخانه، احتمال میرفت که آدمهای تندرستشان زخمی شوند.
۳- سه معدن در کنار جادههای ناهموار: در ولسوالی نمکاب با سه معدن روبرو شدیم؛ معدن نمک، معدن زغال و معدن گچ. (البته در ولسوالی چال نیز معدن زغال وجود دارد و شاید معادن دیگری نیز در جاهای دیگر این ولایت وجود داشته باشد.) معدن نمک ولسوالی نمکاب یکی از بزرگترین معادن نمک در افغانستان است که متأسفانه به گونۀ غیرمعیاری استخراج میشود. استخراج غیر معیاری سبب میشود که موادهای ارزشمند دیگر مانند لیتیم ضایع شود. بنابراین لازم است که نخست تیمهای متخصص، موادهای موجود در این معدنها را شناسایی و سپس به رقابت آزاد گذاشته شود و از قردادشونده خواسته شود که یک کارخانۀ تصفیۀ نمک در تخار ایجاد کند. در این صورت جوانان این ولسوالیها مصروف کار میشوند و عواید این ولایت بسیار افزایش مییابد. مشکل کلانی که فعلاً دیده میشود این است که موترها برای خریدِ مواد این معدنها باید خطرِ واژگونشدن از راههای دشوارگذر را بپذیرند. اگر وزارت فواید عامه جادههای این دو ولسوالی را هموار و سپس اسفالت کند، عواید ملی بسیار افزایش مییابد و از درد و رنج بیستسالۀ مردم این روستاها اندکی کاسته میشود.
۴- توزیع کارت به مردم مستحق: یکی از انگیزههایی که باعث میشد اینهمه سختی و خطر را بپذیریم، توزیع کارت به مردم مستحق بود؛ کاری که در بیست سال گذشته اتفاق نیفتاده بود؛ زیرا زورمندان در روند توزیع کمکهای بشردوستانه مداخله میکردند. ما در این ده روز، دیدیم که کمکهای بشردوستانه واقعاً به خانوادههای مستحق توزیع میشود و مأموران امنیتی از این روند به خوبی نظارت میکنند؛ بیآنکه در امور کاری دخالت کنند؛ با زورگیری و واسطهبازی برخورد جدی داشتند و اجازه نمیدادند که بزرگان قومی از نفوذشان سوء استفاده کنند. مشکلی که فعلاً هست، راههای دشوارگذر است. مردم برای دریافت کمکها، ساعتها راههای دشوارگذر را میپیمایند. اگر وزارت فواید عامه جادههای ولسوالیهای تخار را ترمیم و اسفالت کند، مردم اندکی آسوده میشود.
نتیجه
گره کار در راهها و جاده دشوارگذر ولسوالیهای تخار و استخراج غیر معیاری معادن نمک است. با ترمیم یا اسفالتشدن راهها، از رنج بیستساله مردم اندکی کاسته میشود؛ در این صورت مردم میتواند به آسانی کمکهای بشردوستانه دریافت کند؛ محصولات کشاورزی و دامداری را به شهر ببرد؛ مواد استخراجشده از معادن به آسانی به شهر برسد؛ شرکتهای تولیدی ایجاد و جوانان مصروف کار شوند و ... . و با استخراج معیاری معادن، از ضایعشدن موادهای ارزشمند دیگر جلوگیری میشود.
تنهایی؟